بعد مدت ها+با غزل جدید
سلام
تابستون به همه خوش میگذره؟...
خداروشکر خداروشکر
بدون هیچ توضیح اضافه دعوتتون می کنم به غزلی متفاوت از کتابم.
امیدوارم خوشتتون بیاد.
......
.
خسته ام مثل تو از کمرنگی دیدارها
هردو مجروحیم و لبریزیم از تکرارها
دنج و کوچک بود تهرانی که حالا کشوریست
مملو از بسیارها بسیار ها بسیار ها
پیشتر اینجا به جای کافه های تنگ و ترش
وعده می کردیم با هم لای شالیزار ها
کور شد ذوق پسرها، شعرگفتن سخت شد
مد شد از وقتی به جای دامن این شلوار ها
از دیارم حال، تنها مانده در ذهنم فقط
یاد عطر شاخه های یاس بر دیوار ها
آخر از این شهر با هم می رویم، افسوس که
آرزوهای مرا با خنده کشتی بار ها
.
لبخندتون واقعی
+ نوشته شده در ۱۳۹۳/۰۵/۱۱ ساعت 0 توسط مهدی
|
محمدمهدی نورقربانی