تبليغاتX
ماورای بهشت


ماورای بهشت

تا کجا می برد این نقش به دیوار مرا

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

 

شهادت امام العارفین، سید الساجدین و زین العابدین امام سجاد (ع) را تسلیت عرض می کنم.

حضرت سجاد(ع) [استاد فاطمی نیا فرمودند مدیون است کسی لقب زین العابدین... را بیاورد... هر کس مریض می شود و این قضای الهی بوده حضرت (ع) در آن زمان از سلامتی جسمی برخوردار نباشند.]  نمونه کامل "عبد" است. این عبودیت در مناجاتهای عارفانه ایشان، هم آنچه که به عنوان "صحیفه سجادیه" می شناسیم، کاملاً واضح و روشن است. قسمتی از مناجات آن حضرت با خداوند متعال، که تحت عنوان " به هنگام شنیدن خبر مرگ و در یاد مرگ"  آمده است، را نقل می کنیم.

لازم به ذکر است که ترجمۀ ادعیۀ٬ احادیث و قرآن هیچگاه و به هیچ وجه برابر متن عربی آنها نیست؛ از این رو از دوستان به خاطر اینکه متن عربی را ننگاشتم پوزش می طلبم و خواستارم که به اصل دعا مراجعه کنند.

اللهم صلی علی محمّد و آل محمّد


(۱)خداوندا! بر محمد و آل او درود فرست و ما را از آرزوهای دراز باز دار و با عمل درست، آرزوهای ما را کوتاه کن تا اینکه ساعتی پس از ساعت دیگر را آرزو نکنیم و فردا را بعد از امروز و نفسی را بعد از این نفس و قدمی را بعد از این قدم انتظار نکشیم. (۲) و ما را از غرور آرزوی دراز محافظت فرما و از شرور آن در امان نگهدار و مرگ را همواره در برابر ما نصب العین قرار ده و یاد مرگ را برای ما هر از گاهی قرار مده. (۳) و از کار های شایسته، عملی به ما عطا فرما که با آن به عنوان زاد و توشه به سوی تو سیر کنیم و به خاطر آن بر قرب دیدار تو حریص گردیم، به گونه ای که مرگ، زمان انس ما باشد و موعد الفتی باشد که به آن اشتیاق پیدا کنیم و پناهگاهی باشد که دوست داشته باشیم به آن نزدیک شویم. (۴) پس هر گاه مرگ را بر ما فرود می آوری و اجل را بر ما نازل می کنی، ما را به زیارت آن سعادتمند گردان و ما را با او مأنوس کن و ما را در میهمانی مرگ شقاوتمند مساز و به دیدار مرگ ما را پست و خوار مگردان و مرگ را بابی از ابواب آمرزش و کلیدی از کلیدهای رحمت خود مقرّر بدار. (۵) و ما را در حالی که هدایت شده ایم، گمراه نیستیم، مطیع توییم، از تو کراه نداریم، تائب هستیم، گناهکار نیستیم و بر گناه اصرار نداریم، بمیران . ای ضمانت کنندۀ پاداش نیکو کاران و ای اصلاح کنندۀ اعمال تبهکاران.
نوشته شده در 86/11/14ساعت 14 توسط | |

خیلی با شعور بود .. اونم بچه ۱۰ ساله !

دلش که خیلی باسه باباش تنگ شده بود ولی خودشو نیگه میداشت ...

نمیدونم چرا هوس کرده بود با من درد و دل کنه ، شاید واسه این بود وقتی که من بهش رسیدم مث بچه دو ساله باهاش رفتار نکردم یا شایدم همیشه باهاش یه جور بودم .

خیلی حرفای قشنگ زد میترسم اشکتون دربیاد باس همین نمیگم چیا گفت ، تو کوچه های پر از برف کن قدم میزدیم که یاد وبلاگ افتادم بهش گفتم پسر دایی جون یه چی بگو که من تو اینترنت به نام خودت بزنم ...

خیلی بلحال بود مث این شاعرا یه ذره فک کرد و خیلی معصومانه گفت :

یه چی میگم قول بده همینجوری بزنی ... یادت میمونه ؟

- باشه بگو ...(منم عینشو ظبط کردم و نوشتم )

بنویس

 من و بابام مثل دو تا گیلاسی که کنار هم رو یه چوب باشه بودیم ... این دنیا یه گیلاس و چید ... بابام و چید ...

همین ... همین بسه

daie

شادی روح همه از دست رفتگان صلوات

نوشته شده در 86/10/28ساعت 1 توسط مهدی| |

 

این پست اولین مقاله و پیش درآمدی بر مجموعه مقالات در مورد مرگ است که به امید خداوند در آینده به کمک دوستان خواهم نوشت. در این پست به چند حدیث در این باب اکتفا می کنم؛ که البته برای اهل فهم و معرفت تنها یکی از این احادیث کافی است تا آنچه را که باید را بفهمد.

امیر المؤمنین(ع) فرمود:((بار سفر برگیرید که شما را به سرعت می برند، و برای مرگ آماده شوید که بر شما سایه افکنده است.))

 و فرمود:(( مرگ به پیشانیهایتان بسته شده است.))

و فرمود:((شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمرش کاسته می شود، و خود را برای مرگ آماده نمی سازد.))

و فرمود:((هر که دوری سفر را به یاد بیاورد، مهّیا شود.))

در سختی مرگ این حدیث کفایت می کند که حضرت امام صادق(ع) فرمود:(( عیسی بن مریم (ع) به سوی قبر یحیی(ع)  بن زکریا آمد  و از خداوند خواسته بود که او را برایش زنده سازد. عیسی(ع) او را خواند. یحیی(ع) پاسخش داد، از قبر بیرون آمد و گفت: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم همانگونه که در دنیا بودی اکنون مونس و همدمم باشی. گفت: عیسی! گرمی مرگ هنوز از من آرام نگرفته است؛ تو می خواهی مرا به دنیا بازگردانی و حرارت مرگ را دوباره به من بچشانی؟ عیسی(ع) او را واگذاشت و یحیی(ع) به قبر خویش باز گشت.))
اگر به این کنته که یحیی(ع) پیامبر خدا بوده و معصوم از گناه، شاید اندکی از سختی مرگ را دریابی!

زیاده سخن گفتم، صدایی در گوش من می خواند که :(( اینقدر گفتی باقی فکر کن!))۳

یا علی


۱.احادیث منقول  از کتاب (( شوکران، اما حیاتــزا)) اثر استاد دکتر علیرضا هدایی می باشد.

۲.منبع تمامی احادیث از کتب معتبر می باشد و در صورت نیاز منابع آورده خواهد شد.

۳.مولوی

نوشته شده در 86/09/30ساعت 20 توسط | |


Design By : Night Skin