تبليغاتX
ماورای بهشت


ماورای بهشت

تا کجا می برد این نقش به دیوار مرا

به امید سال جدید

بدون جنگ بدون خونریزی

به امید برآورده شدن دعاها

بدون رنج بدون انتظار

به امید ...

خسته شدیم

تقدیم به همه ی برادران و خواهران مسلمان خودم بالاخص خواهر خودم

 

صوفیانیم و به عشقت بنده ایم

از غبار لوتیان آکنده ایم

مشکلی داریم و آن یک جمله است

کز نژاد لاله ها شرمنده ایم

 

بی پرو بالیم اگر پر میزنیم

بر مزار عاشقان سر میزنیم

هر کلیدی را به دل افکنده ایم

عاقبت با سنگ دل در میزنیم

 

از دیار عاقلان ما رانده ایم

اشهد خود را فراوان خوانده ایم

در بیابان راه را گم کرده و

سالها از قافله جامانده ایم

 

خسته ایم و رنجمان بیهوده است

ذهنمان از هر تپش آسوده است

از نبرد نفس صندوقهای دل

با محیط ادعا شالوده است

 

گفتنی هارا فراوان گفته ایم

خاک از میخانه ی دل رفته ایم

با همه یادواری های صبا

در ترازوی دو رویی خفته ایم

 

سربزیریم در حضور یارمان

عقده ها داریم در اشعارمان

سال نو آمد ولی دل کهنه ماند

خود دعا کن از برای حالمان

 

یک نظر بنما به خاک و روح تن

یک نظر از دیدگاه یاسمن

این زمستان غم ما را ببر

تا گٌل از گٍل رو کند سمت چمن

نوشته شده در 86/12/29ساعت 11 توسط مهدی| |

ستاره ها میگویند مهتاب نیست

مهتاب ...

و برای نبودن مهتاب در آسمان غوغا شد

و شد غوغای ستارگان

ناگاه ابرها بر کناری رفتند و پیکر کوچکی ولی آسمانی در فضای دنیا آشکار شد

خورشید رنگ باخت و ماه به سراغ مهتاب نرفت

غوغای جدیدی بوجود آمد و شد

غوغای آسمانها

همه او را دیدند

اگر چه زود رفت تا زود بازگردد

ولی حواسش بود که نور خورشید ما را کفا نیست

 

طلوع میکند آن آفتاب پنهانی

ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی

نوشته شده در 86/12/27ساعت 20 توسط مهدی| |

امروز ۱۴ اسفند ۸۶ همون روزی که رادیو و تلویزیون و روزنامه و همه و همه براش تبلیغ کردن و پوشش دادن ...

برای رای دادن به نمایندگان مردم .

حالا چقدر از این کاندیداها نماینده مردم بودند ... الله اعلم !!!

همه از دولت و این انتخابات انتقاد کردن و خوب و بدش و گفتن

اما اگه من بخوام چیزی در مورد انتخابات بگم فقط افسوس از این همه شعار رسانه ها و تبلیغات این انتخابات میلیونیه .

واقعا هم افسوس داره

ما هر سال به بهونه اینکه مشتی محکم به دهان آمریکا! بکوبیم ، باید به نفرات اعلام شده رای بدیم و بعد از اون .... خدافظ ملت تا نیاز بعدی ما به شما

کاش قدر مردمی که تو ایران زندگی میکنند و یکی و فقط یکی میدونست

همچین مردمی نداریم

و این بی توجهی به مردم باعث تخریب پایه های انقلاب میشه ...

رییس جمهور ما از مجلس قبل انتقاد میکنه که چرا سن رای دهندگان رو بالا بردین چون میدونه اکثریت ایران جوونن و همه جوونا لیاقت انتخاب و بلوغ سیاسی در حد خودشون و بیشتر رو دارن .

اما واقعا کسی این مطلب و به گوش مجلس نرسونده ؟؟؟

به هر حال کاش همه ی نماینده ها مثل احمدینژاد باشند ، خودم به شخصه خیلی از کاراشون و از ابتدا دونبال کردم و حرفی از روی بی منطقی نمیزنم و همچنین تعصب رایی که داده شد . رو ندارم .

مسئولین قدر بدانید !

مسنجرمم خرابه ! ایمیل هم برام نمیاد

نوشته شده در 86/12/24ساعت 23 توسط مهدی| |

نام خود را در دلم بیدار کن

درد این بیچاره را تیمار کن

مستم از لعل خوش خونین تو

ساقی این دیوانه را هوشیار کن

 

سالها مست تماشای توام

محو آن سیمای زیبای توام

چاکرت را نزد خود زنجیر کش

در رهت زین گونه رسوای توام

 

سالها من در به در گردیده ام

غصه ها را تا به آخر دیده ام

گر زآتش شبنم سرخی شدم

در میان گریه هم خندیده ام

 

در نظامت عشق یک پروانه است

معنی عارف در آن دیوانه است

معبدی داری و بر من بسته ای

حال دیگر معبدم میخانه است

 

گر به دنیا من اسارت دیده ام ...

... ضربه ها از روی عادت دیدم

لاله ای بودم درون باغ تو

از غم دوری تو خشکیده ام

نوشته شده در 86/12/22ساعت 23 توسط مهدی| |

این نقشه به طور کامل نشان میدهد چرا به اسرائیل می گوییم رژیم غاصب...

    israil

و اما گواه جنایت...

                             israili 

   وظیفه ی من و تو چیست؟

آیا باید اندکی تاسف بخوریم و آه بس کوتاهی بکشیم؟!

به خاطر مشکلات داخلی از کنار این نسل کشی به سادگی عبور کنیم؟

مگر نه اینکه اطلاع رسانی و هوشیار ساختن دیگران کمترین کاری است که میتوانیم انجام دهیم؟

تو انتظار دیگری داری؟

پس بسم الله:

در زیر تعدادی از کمپانیهای صهیونیستی همراه با بارکد کالای این رژیم نشان داده شده.تحریم آنها توسط امت اسلامی ضربه ی قابل توجهی به اقتصاد اسرائیل میزند.البته اگر بخواهیم و اراده کنیم...

        tahrim

    و

           tahriim

و

         تعدادی دیگر

                                               barkod  

 از خودمان شروع کنیم...

نوشته شده در 86/12/20ساعت 12 توسط | |

میترسم که دیگه هیچ وقت نبینمت

عزیز فاطمه

نوشته شده در 86/12/18ساعت 22 توسط مهدی| |

۲۸ صفر

امام حسن (ع)

آقا

همیشه جمله ای در سینه ام فروزان باقی میماند و آنست

که هم کریمی و هم بسیار غریبی

 

امام رضا (ع)

یاد گنبد تو سالهاست که مرا سالم میکند ، بارگاه امن تو حس حضور تو را به من هدیه میدهد

کاش باز پشت پیراهنم مینبشتم

اذن دخول حرم تو یا ابالفضله

یا رسول الله (ص)

نمیدانم چرا همیشه دوست دارم پیش تو گله کنم ، عقده های نگفته را کنار تو بازگو کنم

همیشه آرزوی مرقد تو را دارم ...

مارا به مدینه ببر تا تو را و گوهر درخشانت را زیارت کنیم ، یکی در اوج زیبایی و آن یکی در نهایت زیبایی !

....

یا ابا صالح (ع)

نزدیک جمعه فلوتی شعر تو را مینوازد ، شاید هم بچه ی کوچکی در قزه!

و شاید کودکانی در سراسر جهان

و مادرانی که خسته شده اند که ببینند جگرگوشه هایشان برای چه پرچم خون برمی افرازند

نوشته شده در 86/12/16ساعت 22 توسط مهدی| |

IRIBNews

شهادت کودک شش ماهه فلسطيني در حمله جنگنده اف-16 صهيونيستي ... صهيونيستي در ادامه نقض پيمان هاي بين المللي ، يک نوزاد شش ماهه فلسطيني را به شهادت رساند . ...
www.iribnews.ir/VmkNews.aspx?ID=V218030 - 4 ساعت قبل - صفحات همسان
 

ISNA - 02-28-2008 - 86/12/9 - سرويس: / بينالملل - منطقهيي / شماره ...

يك كودك شش ماهه در ميان شهداي غزه. سرويس: بينالملل - منطقهيي 1386/12/09 ... در كرانهي باختري دو مبارز فلسطيني را در حمله به اردوگاه بلاته به شهادت رساندند. ...
www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-1094519 - 38k - ذخيره شده - صفحات همسان

شبکه خبر :: شهادت 12 فلسطینی در حملات صهیونیست ها

در حملات گستردهء نظامیان رژیم صهیونیستی به مناطق مسكونی غزه، دستكم دوازده فلسطینی، از جمله یك كودك شش ماهه به شهادت رسیدند. ...
www.irinn.ir/Default.aspx?TabId=15&nid=74715 - 12k - ذخيره شده - صفحات همسان

شهادت 15 فلسطینی از جمله یک نوزاد شیرخوار

نیروهای اشغالگر صهیونیست دیشب و بامداد امروز با تشدید حملات هوایی خود به ... غزه هدف قرار داد که به شهادت یک نوزاد شیرخوار (شش ماهه) و زخمی شدن 30 غیر نظامی ...
www.palestine-persian.info/fa/default.aspx?xyz=U6Qq7k%2BcOd87MDI46m9rUxJEpMO%2Bi1s7TV0MjLxBGWzz0uV7y4YUi4... - 71k - ذخيره شده - صفحات همسان

Fars News Agency : شهادت 15 فلسطيني بر اثر جنايات رژيم صهيونيستي ...

روز گذشته يك بالگرد نظامي اشغالگران ساختمان وزارت كشور دولت منتخب فلسطين در غرب شهر غزه را هدف قرار داد كه اين حمله با شهادت يك طفل شش ماهه و زخمي شدن بيش ...
www.farsnews.com/newstext.php?nn=8612090002 - 61k - ذخيره شده - صفحات همسان

روزنامه حيات نو اجتماعي

اين حملات پس از آن صورت گرفت كه يك بالگرد ارتش اسرائيل مقر وزارت كشور دولت هنيه را در غرب شهر غزه هدف قرار داد كه به شهادت يك نوزاد شيرخوار شش ماهه و زخمي ...
www.hayateno.org/detail.aspx?cid=116767 - 61k - ذخيره شده - صفحات همسان

روزنامه فرهنگآشتي

اين حملات پس از آن صورت گرفت که يک بالگرد ارتش رژيم صهيونيستى مقر وزارت کشور دولت هنيه را در غرب شهر غزه هدف قرار داد که به شهادت يک نوزاد شيرخوار شش ماهه و ...
www.ashtidaily.com/detail.aspx?cid=130131 - 52k - ذخيره شده - صفحات همسان

MehrNews.com - Iran, world, political, sport, economic news and ...

یک منبع پزشکی فلسطین به خبرگزاری فرانسه گفت: یک کودک شیرخواره شش ماهه به نام محمد البرعی در حمله هوایی اسرائیل به وزارت کشور فلسطین در غرب شهر غزه شهید شد. ...
www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=646916 - 51k - ذخيره شده - صفحات همسان
 
...
 

مادرش که با روسری مشکی با آن صورت مظلومانه اش و بغضی که شاید تا سالها آرام نگیرد ، سقف خانه که روی فرش پهن شده را نگاه میکند

 

بعضی اوقات صدای خنده ی نوزادی ابرهای ذهنش را بارانی میکند و قطرات شبنم گونه اش را پر نور میکنند .

شاید عکس دیشب مادر را طوفانی کند ، چه خوب یادش نیست

پدرش میگفت :

صدای سهمگینی آمد ، نیمه های شب بود ، انگار دیوهایی که در بچکی برایمان تعریف میکردند بیدار شدند

یک لحظه زمین زیر سرمان داغ شد و همسرم از خواب پرید ، من بی احتیاط از جایم بلند شدم

با یک نگاه فهمیدم ، خانه مان ویران شده ... بجز اتاق ما و اتاق شش ماهه مان . چقدر با دیدن رویش که هنوز انگار بیدار نشده خوشحال شدم .

داشتم آرام میگرفتم که دیدم همسرم با دلواپسی از کنارم گذر کرد ناگاه باز صدای مهیبی آمد و ...

دنیایی خاکستری ...

صدای جیغ کوتاهی آهنگ نیمه شب را به غم انگیز ترین مرثیه تاریخ تبدیل کرد

بچهه ام کجاست ؟ همسرم از زیر آوار کم کم بیرون آمد . جمله ی او چقدر خفیف بود

بچه ام کجاست ...

سریع بالای سرش شتافتم ... شش ماهه ام ...

پاهای کوچکش از زیر تکه های آجر و کچ بیرون زده . پایش را گرفتم و خواستم بچه ام را بیرون بکشم

پسرم جیغ بکش ... تو رو خدا جیغ بکش ،

همسرم در اعماق چراها گم شد و از حال رفت .

من به او میگویم ، حتما حرف میزند به لبهایش نگاه کن... هنوز جان دارند ... دستانم خاک را از دهانش بیرون میکشیدن ، چشمهایم به او میگفتن نفس بکش

اما من ... از نور بالای سرش چیزهایی فهمیده بودم ...

دستان کوچکش یکی مشت کرده و آن یکی باز منتظر بوسه من بودند ...

چشمهای ناز و خمارش با من قرآن خواندند. پاهای کوچکش هنوز در دستانم بی حرکت از کار ایستاده بودند

پسرم ...

تو چه گناهی کردی ؟ شش ماهه بودی و هنوز سنگ را نشناخته بودی

بدون تو چه کنم ؟

 

.

آی آدما بخدا امام حسین خیلی وقته شهید شده ... بخدا مسیح و خیلی وقته به صلیب کشیدن

خیلی وقته شهدا شهید شدن و از پیش شما رفتن .............................

 

حالا کدوم مسئله سیاسی و مذهبی و اعتقادی .. مهمتر از کشت و کشتار مردم قزه است

کجای دین گفته وقتی این صحنه رو دیدی بگو سیس .. سکوت روابط بهم میخوره

کجا امام علی گفته بشینید و کشته شدن یه نوزاد شش ماهه رو مثل یه سیب زمینی پشت شیشه های تلویزیون نگاه کنید ...

 

آهای کسایی که حاضر نیستید حرفای بابای اون بچه رو بشنوید ...

چند تا بچه مث اون شهید شدن ؟

تف به بعضیاتون که هر وقت صحبت قزه و لبنان میشه بحث و میکشونید به گرفتاری خودتون... به قیمت پیاز و صحبت رییس جمهور در مورد یارانه بنزین ... تف به بعضیاتون که اینقدر بی غیرتید که حاضر نیستید یه نگاه به دوربرتون بندازید

نوشته شده در 86/12/12ساعت 22 توسط مهدی| |

تقدیم به تمام یاران باران

آرزو ها سمت رویا میرود

قایق دل ، سوی دریا میرود

کینه از دل بازگیرید عاشقست

در همین امروز و فردا میرود

میرود اما به قدری مضطر است

کز دلش نوری هویدا میرود

جان به کف دارد برای عاشقی

بی تعلل نیک و پویا میرود

در مصاف عاشقی پارو زنان

سوی لیلی مست و شیدا میرود

آسمان ها در نگاهش خفته اند

از گمان ها سوی پیدا میرود

خوب میداند تمام قصه را

در پی دردی مهیا میرود

طعم آتش را به جانش میخرد

با دلی پر درد و سودا میرود

حیف قایق در کویری مانده است

ور نه تا پایان دنیا میرود

نوشته شده در 86/12/11ساعت 21 توسط مهدی| |

تقدیم به "یوسف مدینه" به مناسبت تولدش:

 

باز کن پنجره ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
و بهار
روی هر شاخه کنار هر برگ
شمع روشن کرده است
همه چلچله ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه جشن اقاقی ها را
گل به دامن کرده ست

باز کن پنجره ها را ای دوست
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت
برگ ها پژمردند
تشنگی با جگر خاک چه کرد
هیچ یادت هست
توی تاریکی شب های بلند
سیلی سرما با تاک چه کرد
با سرو سینه گلهای سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد
هیچ یادت هست

حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه تنگ
 با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد

باز کن پنجره ها را
و بهاران را
باور کن

مشیری

    

 

تولد یعنی لبخند شکوفه ها بر بهار

یعنی باور کردن عشق خدا

یعنی یک فرصت برای به آغوش کشیدن خوبیها

یعنی فراموش کردن برگ ریزان پاییز و امید به رویش دوباره

 امید به فردایی که ساختنش دست توست...

 

دعایمان را بدرقه ی راهش قرار میدهیم

باشد که بهترین نعمات و مائده های آسمانی پرودگار بر بندگان صالحش به مناسبت این روز زیبا به او عطا شود...

 

 

                                    مهدی.نور

 

پاورقی۱:طبق روایات معتبر فردا روز تولد ایشونه.اما چرا امروز؟خب رفتیم پیش واز دیگه.مگه عیبی داره؟

پاورقی۲:چه قدر این بالاییه چشمک میزنه! به نظر خوشمزه هم میرسه.منتظریم تا هرچه زودتر جناب یوسف مدینه تشریف بیارن و کیک و ببرن تا ما هم دلی از عزا دربیاریم!

نوشته شده در 86/12/07ساعت 10 توسط | |

توبه کردم از نگاه اولی

یاد چشمان تو می افتم، ولی

دوست میدارم تو را ای نازنین

دلخوشم در این فضای بی دلی

 

جمله ی این دل به قربان تواست

آسمان هم رنگ چشمان تواست

گر قدر خواهد جدایی افکند

شعر من عهدی به پیمان تو است

 

صبح یک انگیزه از سیمای توست

یاسمن خاکی به زیر پای توست

روح باران هم خماری میکشد

مست آن تصویر ناپیدای توست

 

هرکجا باشی همانجا میهن است

با تو کشتی دل من ایمن است

شب دعای ماه من را میکند

زلف تو امواج دریای من است

 

عطر گلها می وزد ، از سوی توست

تحت تاثیر هوای کوی توست

چیدمان جالب گلهای سال

از مضایای عجیب روی توست

 

شبنم از حواریون راز توست

شر اهریمن نگاه ناز توست

هر صدا تسخیر امواج تو است

باد مجنون صدای ساز توست

 

روز اول آدمت درمانده شد

                                آدم از هوای حوا رانده شده

                         سیب بودی و فقط بوییدمت

شهرت من تا ابد دیوانه شد

 

نوشته شده در 86/12/05ساعت 10 توسط مهدی| |

دیشب به دونبال تو

تا آسمان دویدم

در آن شلوغی شب

آخر تو را ندیدم

 

شهر ستارگان را

تا صبح گشته بودم

از روی دیوار دل

 شب را شکسته بودم

 

هفتاد و هفت فریاد

از عمق دل کشیدم

حرف دگر نمانده

باز آ که نا امیدم

 

در روز شهر بنگر

سرها برهنه گشته !

مضمون فکر حوا 

مقبول طعنه گشته

 

ای صبح با مروت

فکر شقایقان باش

در بی نصیبی عشق

در فکر عاشقان باش

 

بنگر که مینویسم

با گریه های مهتاب

یک شعر نیمه مرده

اما پر از تب و تاب

 

با صد گنایه از تو

با صد گلایه از یار

با صد ردیف باران

با صد جناس دلدار

 

دیشب کبوتر دل

بر دامن صبا زد

بیش از هزار و یکبار

نام تو را صدا زد

 

در فکر تو نخوابید

تا که تورا ببیند

قبل از وفات روحش

نزدیک تو بشیند

 

گر دل زآشنایی

بویی نبرده باشد

بر آسمان چشمت

او سرسپرده باشد

نوشته شده در 86/12/03ساعت 9 توسط مهدی| |

در خصوص مرجعیت تقلید خواستم چند مورد رو بگم شاید جالب باشه براتون و بزرگترها که حتما میدونم چون خودم تو این موضوع تا دو روز پیش مشکل داشتم تصمیم بر درج نکات جال این قضیه بشم .

 

 

1 – مرجعیت تقلید اصلا و ابدا رکن اصلی و واجب نیست (میگم چرا میشه واجب)

2 – مرجعیت تقلید تنها برای اینه که ما در وقت زندگیمون نهایت صرفه جویی رو کرده باشیم .

برای مثال من وقتی شک میکنم که وضوم رو باید چجوری بگیرم خوب چند راه داره : اولیش اینه که برم از لحاظ تاریخی و سنت و اینا ببینم چجوری کتب مختلف و بعد از لحاظ علمی و ... خوب این وقت منو میگیره چون اصلا کار من چیز دیگه است

تو این شرایط خوب من میرم سراغ کسی که کارش اینه و حداقل 1000 نفری قبولش دارن که کارش درسته و یه ذره شناخت هم بهش داشته باشم که خوب تو کشور ما این اشخاص وجود دارن . از لحاظ معنوی هم تعاریف بسیار شیرینی از هر کدومشون شنیدم .

اما اینکه من مرجع تقلید برای خودم گرفتم دلیل نمیشه دیگه به فکرم رجوع نکنم

3 – توی شرایطی من میبینم یه حکمی مهمی رو مرجع تقلید من درست نمیگه ، یا حکمی رو من یقین دارم اما مرجع من همچین حکمی رو مثلا قبول نداره من میتونم بگردم دوباره دونبال مجتهد عاقل و عادل مقتضی به زمان و ...

4 – خوب مرجعیت تقلید تخصصش دینه و گفتم که چون ما کارمون فقه نیست به ایشون در زمینه های فرعی و اصلی رجوع میکنم و واقعا در مسائل عینا از اون تقلید میکنیم چون ما هیچ وقت نمیتونیم تمام مسائل دین رو مورد بررسی قرار بدیم و درست و نادرست از همه لحاظ تحقیق کنیم بصورت غیر علنی برای ما مرجعیت واجب میشه

.

یه چی دیگه اینکه یه متخصص جراحی 7 یا 8 سال زحمت میکشه و چندین سال تجربه پیدا میکنه و وقتی ایشون رو میبینیم اینقدر احترام به صورت غیراردای بهش میزاریم . که 100 در 100 درسته.

خوب یه مرجع و یه روحانی دقیقا مثل همون پزشک زحمت میکشه و کار میکنه و تحقیق میکنه و شاید 10 یا 20 سال درس دین رو میخونه اون وقت بعضیا چجوری بهش احترام میزارن .

همین یا علی

نوشته شده در 86/12/02ساعت 15 توسط مهدی| |

سریال شهریار را دیده اید

 

ساخته ی کمال تبریزی ، کارگردانی که من بخاطر واقع بینی هایی که تقریبا حرف های عده ای خاص از جامعه است دوست دارم ... او کارهایش را معمولا با طنز میفهماند

هر سکانس او در هر فیلمی حرفی را میزند که که ممکن است در صورت نقد درست شورشی در جامعه راه بیندازد . او سازنده ی فیلم مارمولکی بود که برای اولین بار یک کارگردان دست به چنین اقدام غیر منتظره ای زده بود . و یک تکه نان که ۱۰۰ ها نقد دارد .

 در فیلم تبلیغاتی انتخابات ریاست جمهوری کارگردانی فیلم تبلیغاتی آقای رفسنجانی کرد و آن چیزهایی که دیدید ...

 

اما خود او بارها و بارها برخلاف سیاست ایران در فیلماهایش حرف زده است بعضی اوقات انگار بعضی سکانس های او تحمیلی اند و آدم از او بسیار دلگیر میشود

میخواهم در فیلم شهریار صحنه ای را بیاد آورید که شهریار برای ملاقات در رستوران منتظر نامزدش است و نامزدش برای خرید شیرینی وارد رستوران میشود و مادرش همراه او نیست .

او شعری را میخواند و تمام میشود و نامزدش بعد از خرید با لبخندی از آنجا دور میشود ، سپس مغازه دار میگوید :

این خانوم دستمالش و جا گزاشت ...

و بعد قاسم رو به شهریار میگوید : دستمال و دریاب ...

سپس شهریار برمیخیزد و دستمال را برای او میبرد و نامزدش میگوید :

دستمال برای شماست !!

.....................................................

این قسمت از سریال دقیقا ۱۰ روز قبل ولنتاین پخش شد

اگه بخوایم هم لیوان پر و هم لیوان خالی رو ببینیم اینجور میشه برداشت کرد :

۱ - این صحنه و حرف نامزد شهریار در آن موقع که فرهنگ اروپا در ایران رسوخ داشته و جمیعت ثروتمند علاقه به فرهنگ اروپا که یکی از آنها همین جا گزاشتن دستمال بانو برای مرد مورد علاقه اش هست داشته اند بوده باشد ... !

۲ - و شاید هم علنا مسئله ولنتاین را در جوانان مثل شهریار بازگو میکند که :

 آن موقع هم از این رفتار ها بوده است و ما تحت تاثیر غرب هستیم و باید این مسئله را بپزریم

.

خدا کند دید اول درست باشد

اما واقعا چرا من با ولنتاین و همه ی آنچه را در بردارد مخالفم ! سوالی که پارسال هم شاید عده ای پرسیدند و همچنین امسال

جوابش بسیار بسیار بسیار ساده است .

فک میکنم علل انقلاب های زیادی که در طول تاریخ مخصوصا ۱۵۰ سال اخیر در ایران مخصوصا اتفاق افتاد ... همین تاثیر گزاری فرهنگ دیگر کشورها بر ایران بود ...

اینکه من ناراحت میشم وقتی میبینم ولنتاین کمکم داره مث خود اروپا در ایران پایه گزاری میشه برای اینه که اعتقاد دارم و میدونم ما خودمون بهتر از این مراسم رو با نام ایرانی و با سبک خودمون میتونیم اجرا کنیم ... عید نوروز ما نماد یک عید زیباست که ما هیچ وقت حسرت کریسمس و نخوریم ..

مثلا همین طرز لباس پوشیدن ها و موهای پسرا ... خوب واقعا با کسایی که تاریخدان و علاقه مند به سرزمینشون هستن صحبت کردم و همشون مث من وقتی مواجه میشن با این تیپ ها سردرد میگیرند ...خوب چرا ؟ مگه بیشترشون جوون نیستن مگه من جوون نیستم ..

ولی این چه حکمتی که من باید قیافمو دقیقا مد روز انگلیس درست کنم .

آیا خودم نمیتونم متناسب با فرهنگم موهای خودم و تغییر بدم ...

موهام رو خیلی طبیعی و قشنگ مثل ایرانی بلند کنم ؟؟؟

بازم دست جناب تبریزی درد نکنه که خیلی فرهنگ ها رو تو فیلم شهریار به زیبایی نمایان کرده

یکیش ارتباط برقرار کردن دختر و پسر قبل ازدواجه و طرز اون .. که چقدر مودب طرف مورد علاقه شونو دعوت میکنند صحبت میکنند و ...

این یعنی ایرانی مسلمان بودن ...

چقدر خوب میشد این حرفا رو همه میشنیدن . چون حرف حقیه

یا علی

 

نوشته شده در 86/12/01ساعت 18 توسط مهدی| |

به قول یکی از دوستانش بهشت رو هم می خواست با دیگران تقسیم کنه.یانه.این طور بگم بهتره.جهنم رفتن دیگران رو هم نمی تونست ببینه.یادمه من همیشه با کسانی از فامیل و آشنا و حتی غریبه ها که فکرهای مخالف داشتند جر و بحث میکردم.اما ابراهیم می گفت باید بشینیم با همه شون منطقی حرف بزنیم.

می گفتم: وای اینا همه اش آدم رو مسخره می کنن.

می گفت: ما در قبال تمام کسانی که راه کج میرن مسئولیم.حق هم نداریم باهاشون تند برخورد کنیم.از کجا معلوم که توی این انحرافها تک تک ماها نقش نداشته باشیم؟

گفتم :تو کجایی اصلا که بخواهی نقش داشته باشی؟تو رو که من هم نمی بینم.

گفت: چه فرقی می کنه؟من نوعی.برخورد نادرستم... سهل انگاریم ...کوتاهیم...همه ی اینها باعث میشه ...

هیچ وقت نمیگذاشتم حرفش تموم شه که مثلا خودش رو مقصر بدونه.

    

ماورای بهشت

پاورقی۱:حتما واضحه که نظر حاجی درمورد اونایی که گمراه شدنه نه اونایی که معاندن و آگاهانه دیگران رو گمراه میکنن.چون در ارتباط با دشمن یه جمله ی معروف دارن که میگن:حاشا که بسیجی میدان را خالی کند.

پاورقی۲:صبر کن.ایراد نگیر.میدونم سالگرد عملیات خیبر ۳اسفنده.اما هرچی سعی کردم نتونستم دلتنگیمو برات تا اون موقع نگه دارم.اینو بذار به حساب ...

پاورقی۳:این مطلبو ۲۸بهمن نوشتم اما به دلایل نقص رایانه ای امروز قسمت شد تو ماورا قرار بگیره.

نوشته شده در 86/12/01ساعت 11 توسط | |


Design By : Night Skin