ماورای بهشت
پرواز را طاووس ها هرگز نمی فهمند
در اولین اقدام خود "در" را عوض کرد
خاکستر "در" حال حیدر را عوض کرد
تا کودکان پرهای خونین را نبینند
او صحنه قتل کبوتر را عوض کرد
دست به خون آلوده ای بر سطح دریا
سایید و رنگ حوض کوثر را عوض کرد
تا که نباشد در مسیر دید، حیدر
با بغض رفت و جای بستر را عوض کرد
آنشب چگونه صبح شد؟ ...آن شب که زینب
پبراهن خونین مادر را عوض کرد
رازی حسن در گوش زینب گفت و کم کم
این راز رنگ موی دختر را عوض کرد
آنشب بوقت غسل ...، خیلی اتفاقات
معنای قدر و وحی و محشر را عوض کرد
یا فرو میروم و بر جگرت می افتم
آخرین برگ بهارم که به پایت خشکید
اندکی صبر کنی از نظرت می افتم
رو برو با تو شدن کار من و منها نیست
مثل یک سایه فقط پشت سرت می افتم
من که با اخم تو چون بید تنم میلرزد
تو فقط قصد کنی با تبرت ... می افتم
همه با دیدن تویاد خدا می افتند
من به برهان "نُجومٌ کَدَرَت" می افتم
گیرم اصلا تو به من دل بدهی... بعدش چه؟
مدتی میگذرد از نظرت می افتم
+
+
پشت نوشت :»
دیگه رفت تا دوماه دیگه
غزلی بگزاریم

به اونایی که یه ساله وبلاگمو میخونن...چه به اونایی که 6 ساله پروپاقرص با من از بچگی همراه ماورای بهشتن
خب رسم شده که هرسال بهترینهای سال قبل و بنویسم
خب امسالم گذشت و من شاعرترشدم،بی عقلتر شدم،عاشق تر شدم،بی دین تر شدم و ....
امیدورام 91 سال خوبی باشه، و 92 عالی شروع بشه و 90 بره تو بایگانی با همه خوبی ها و بدی هاش
.
اما بهترینهام
بهترین شاعر من :
امسال با اینکه دوستا خوبی و پیدا کردم که همشون خوب شعر میگفتن و استادن مث عزیز عباسی،سید محمدحسینی،علی عباسی،آنا لمسو و خیلیلای دیگه...کاظم بهمنی بهترینم بود.
خواننده:
محسن یگانه...با اینکه رضا صادقی نمیشه
کتاب:
احمق ما مرده ایم، رسول یونان
فیلم:
مرحم، رضا داوونژاد
بازیگر:
حامد بهداد...کلا
بازیگر تئاتر:
شهرام حقیت دوست
هدیه ای که گرفتم:
تشکر رضوان
هدیه ای که دادم:
یه لباس خوشگل دخترونه
سفر:
کاشان
استاد:
جناب مودب
یهترین مکان:
دم کتابخونه محل. شب با بچه ها
بهترین روز:
15 آبان
بدترین روز:
15 آبان
ساز:
گیتار
بهترین دوست پسر:
زیادن به همه هم بر میخوره
بهترین دوست دختر:
هممممممم..استغفرا...
بهترین خاطره:
اردوی مشهد که بچه های مدرسه رو بردم
بهترین شعر:
هزار تومان سیدحسینی+کافه حامد عسگری
بهترین ترانه:
مونا برزویی. حالم عوض میشه
فصل: بهار
و بهترین شعر خودم: ترانه شهید مدق
.
همین
امسال هم دستاورد خیلی گنده ای نداشتم
تنها میتونم بگم 91 سال تلاشم خواهد بود...تلاش و تمرین
عید با شکوه و راحتی داشته باشین
یا مولا علی
.....
غزلی که میخونید تلاشی در باب نشان دادن لایه های مخفی خودم است لطفا با دقت و صبر بیشتری بخوانید ! :)
مرا جاری کن ای احساس بغض آلود سردرگم
مرا همراه کن با خود ببر ای رود سردرگم
فقط من بنده ات باشم...پیام آور دلم باشد
به شکل زن مجسم شو الا معبود سردرگم
مرا از صحن امواجت کسی هل میدهد بیرون
تو مثل آب در قلیان و من چون دود، سردرگم
مرا این لحظه عاشق کن که من بعد از تو منسوخم
به بعد از من امیدی نیست ، ای موعود سردرگم
جداشد رشته ی فکرم به افسونی ،تو پیدا کن
خیالم را از این نخ های شعرآلود سردرگم
...
همیشه با سه تا نقطه جواب عشق را دادم
میان عین و سین و قاف*، چیزی بوده سردرگم
عسق - سوره شوری آیه 2
مهدی نورقربانی-زمستان 90برچسبها: مهدی نورقربانی, سردرگم, عین سین قاف, قلیان, شعرآلود
کادوهای مونده تو اتاقمو باز میکنم
تیغ و برمیدارم و ایندفه کیک و میبرم
جای تو شمعارو دونه دونه روشن میکنم
تا یه هفته من شبا...کیک تولد میخورم
صد و بیست ساله بشی! نه صدو بیست سال که کمه
من که صد ساله برا تو نیمه جونم عزیزم
آره... هرچی پیر میشم تو جاش داری جوون میشی
من فقط سن دقیقتو میدونم عزیزم!
رفتی و خونه دوساله سورپرایزم میکنه
وقتی با فکر تو برمیگردم ...اما کسی نیست
داره عطر روسریت جای تورو نشون میده
همه ی اتاق و خوب میگردم... اما کسی نیست
به سلامتی.... اون غریبه ای که مثل من
از کسی که عاشقش بوده الان بی خبره
میخورم سلامتیه... هرکی هم اسم توئه
میخورم سلامتیه ...هرکی چشماش به دره
همه دردارو میریزم و یه جا سر میکشم
مثل گالیله برا فهمیدنت میچرخم
لباس عروس، تو تنت مجسم میکنم
با لباس مشکی دور کفنت میچرخم
کادوهای مونده تو اتاقمو برمیدارم
راس ساعت با نبود تو تولد میگیرم
زیر برف بدبیاریا برات دست میزنم
شمعارو فوت میکنم...با رقص چاقو میمیرم
برچسبها: کیک تولد, ترانه, کادو, عطر روسری, رقص چاقو
| Design By : nightSelect.com |


